خاقانی_دیوانغزل ها (فهرست)

غزل شمارهٔ 32

1. حصن جان ساز در جهان خلوت

2. دو جهان ملک و یک زمان خلوت

3. باک غوغای حادثات مدار

4. چون تو را شد حصار جان خلوت

5. ساقیت اشک و مطربت ناله

6. شاهدت درد و میزبان خلوت

7. خلوتی کن نهان ز سایهٔ خویش

8. تا کند سایه را نهان خلوت

9. همه گم بوده‌ها پدید آید

10. چون تو را گم کند نشان خلوت

11. سایه را پنبه بر نه احمدوار

12. تا شود ابر سایبان خلوت

13. نقطهٔ حلقهٔ زره دیدی

14. که نشسسته‌است بر کران خلوت

15. خلوتی کش تو در میان باشی

16. کرم پیله کند چنان خلوت

17. حلقهٔ عشق را شوی نقطه

18. چون برونت آرد از میان خلوت

19. همچو تیز از میان یارای بس

20. باش چون تیغ در میان خلوت

21. بر در کهف شیرمردان باش

22. کرده چون سگ بر آستان خلوت

23. خلوت امروز کن که خواهد بود

24. دربر خاک جاودان خلوت

25. یک تن آفتاب را گفتند

26. که همی زیست سالیان خلوت

27. عیسیی بر سرش فرود آمد

28. تا سراسیمه شد در آن خلوت

29. انس هرکس در این جهان چیزی است

30. انس خاقانی از جهان خلوت


بعدیقبلی

هیچ نظری ثبت نشده

ابیات برگزیده

* زخم خونینم اگر به نشود به باشد
* خنک آن زخم که هر لحظه مرا مرهم ازوست
شعر کامل
سعدی
* زبان گندمین نان مرا پخته است در عالم
* چرا چون خوشه گردن کج به پیش این و آن دارم
شعر کامل
صائب تبریزی
* نباید که باشد جز از آفرین
* که پاکی نژاد آورد پاک دین
شعر کامل
فردوسی