خاقانی_دیوانقطعه ها (فهرست)

شمارهٔ 139

1. چه شد که بادیه بربود رنگ خاقانی

2. که صبح فام شد از راه و شام‌گون آمد

3. در آفتاب نبینی که شد اسیر کسوف

4. چو تیغ زنگ زده در میان خون آمد

5. میار طعنه در آن کش سموم بادیه سوخت

6. که آن سفر ز عذاب سقر فزون آمد

7. مکن به لون سیه دیگ را شکسته، ببین

8. که از دهان کدام اژدها برون آمد


بعدیقبلی

هیچ نظری ثبت نشده

ابیات برگزیده

* زردرویی می کشم چون نی ز همراهان خویش
* من که از ذوق سفر هرگز کمر نگشاده ام
شعر کامل
صائب تبریزی
* اگر گل را خبر بودی همیشه سرخ و تر بودی
* ازیرا آفتی ناید حیات هوشیاری را
شعر کامل
مولوی
* خوش آن که حلقه‌های سر زلف واکنی
* دیوانگان سلسله‌ات را رها کنی
شعر کامل
فروغی بسطامی