خاقانی_دیوانقطعه ها (فهرست)

شمارهٔ 345

1. اهل بایستی که جان افشاندمی

2. دامن از اهل جهان افشاندمی

3. گر مرا یک اهل ماندی بر زمین

4. آستین بر آسمان افشاندمی

5. شاهدان را گر وفائی دیدمی

6. زر و سر در پایشان افشاندمی

7. گر وفا از رخ برافکندی نقاب

8. بس نثارا کان زمان افشاندمی

9. گر مرا دشمن ز من دادی خلاص

10. بر سر دشمن روان افشاندمی

11. بر سرم شمشیر اگر خون گریدی

12. در سرشک خنده جان افشاندمی

13. گر مقام نیست هستان دانمی

14. هستی خود در میان افشاندمی

15. جرعهٔ جان از زکات هر صبوح

16. بر سر سبوح خوان افشاندمی

17. لعل تاج خسروان بربودمی

18. بر سفال خمستان افشاندمی

19. دل ندارم ورنه بر صید آمدی

20. هر خدنگی کز کمان افشاندمی

21. گرنه خاقانی مرا بند آمدی

22. دست بر خاقان و خان افشاندمی


بعدیقبلی

هیچ نظری ثبت نشده

ابیات برگزیده

* مست بگذشت و نظر بر من درویش انداخت
* گفت ای چشم و چراغ همه شیرین سخنان
شعر کامل
حافظ
* تو بت چرا به معلم روی که بتگر چین
* به چین زلف تو آید به بتگری آموخت
شعر کامل
سعدی
* هیچ دانی که چرا پسته چنان می‌خندد
* زانکه گفتم که بدان پسته دهن می‌مانی
شعر کامل
خواجوی کرمانی