خاقانی_دیوانقطعه ها (فهرست)

شمارهٔ 361

1. نیست سالم دو ده ولی به سخن

2. نه فلک یک جوان ندیده چو من

3. لیکن ار فضل هست، دولت نیست

4. فضل بی‌دولت اسم بی‌معنی است

5. گرچه طعنم زنند مشتی دون

6. چه توان کرد؟ الجنون فنون

7. کین نجویم گر آن دراز شود

8. طعنه‌شان خود به عکس باز شود

9. کان صفت کوه را تواند بود

10. کز صدا باز گوید آنچه شنود

11. آن صدا را تو زو چه پنداری

12. جز گران جانی و سبکساری


بعدیقبلی

هیچ نظری ثبت نشده

ابیات برگزیده

* ثمر در پای خود افشاندن از هر نخل می آید
* خوشانخلی که فیض خود به جای دور می بارد
شعر کامل
صائب تبریزی
* سینه را دل چاک می سازد به امید وصال
* پسته را شوق شکر در پوست خندان می کند
شعر کامل
صائب تبریزی
* رشک می آید مرا از جامه بر اندام تو
* با تو ای گل جای در یک پیرهن باید مرا
شعر کامل
رهی معیری