خواجوی کرمانی_دیوانغزل ها (فهرست)

غزل شمارهٔ 186

1. جان من جان مرا چون ضرر از بیماریست

2. نظری کن که بجانم خطر از بیماریست

3. حال من نرگس بیمار تو داند زآنروی

4. که در او همچو دل من اثر از بیماریست

5. هرطبیبی که علاج دل بیمار کند

6. تو مپندار که او را خبر از بیماریست

7. تا جدا مانده‌ام از روی تو ای سیمین بر

8. رنگ روی من بیدل چو زر از بیماریست

9. چه شود گر به عیادت قدمی رنجه کنی

10. که فغانم همه شب تا سحر از بیماریست

11. من پرستار دو چشم خوش بیمار توام

12. گرچه بیمار پرستی بتر از بیماریست

13. تا دلم فتنهٔ آن نرگس بیمار تو شد

14. بر من این واقعه نوعی دگر از بیماریست

15. چشم بیمار تو پیوسته چو در چشم منست

16. دل پر درد مرا ناگزر از بیماریست

17. ایکه از چشم تو در هر طرفی بیماریست

18. قامتم چون سر زلفت مگر از بیماریست

19. عیب خواجو نتوان کردن اگر بیمارست

20. هر کسی را که تو بینی گذر از بیماریست

21. همه بیماری او روز و شب از نرگس تست

22. ورنه پیوسته مر او را حذر از بیماریست


بعدیقبلی

هیچ نظری ثبت نشده

ابیات برگزیده

* کدام بلبل آتش نفس به باغ آمد؟
* که خون مرده دلان جوش ارغوان برداشت
شعر کامل
صائب تبریزی
* رزق اگر بر آدمی عاشق نمی باشد، چرا
* از زمین گندم گریبان چاک می آید برون؟
شعر کامل
صائب تبریزی
* دلا چندم بریزی خون ز دیده شرم دار آخر
* تو نیز ای دیده خوابی کن مراد دل بر آر آخر
شعر کامل
حافظ