خواجوی کرمانی_دیوانغزل ها (فهرست)

غزل شمارهٔ 281

1. جان توجه بروی مهوش کرد

2. دل تمسک بزلف دلکش کرد

3. مهر رویش که آب آتش برد

4. خاک بر دست آب و آتش کرد

5. آنکه کارم چو طره برهم زد

6. همچو زلفم چرا مشوش کرد

7. ابرویش تا چه شد که پیوسته

8. بر مه و مشتری کمانکش کرد

9. هر خدنگی که غمزه‌اش بگشود

10. نسبتش دل بتیر آرش کرد

11. مردم دیده‌ام بخون جگر

12. صفحهٔ چهره را منقش کرد

13. روز خواجو بروی او خوش بود

14. خوش نبود آنکه رفت و شب خوش کرد


بعدیقبلی

هیچ نظری ثبت نشده

ابیات برگزیده

* یک عمر می توان سخن از زلف یار گفت
* در بند آن مباش که مضمون نمانده است
شعر کامل
صائب تبریزی
* من بی‌مایه که باشم که خریدار تو باشم
* حیف باشد که تو یار من و من یار تو باشم
شعر کامل
سعدی
* چو بی زعفران گشته‌ای خنده ناک
* مخور زعفران تا نگردی هلاک
شعر کامل
نظامی