خواجوی کرمانی_دیوانغزل ها (فهرست)

غزل شمارهٔ 4

1. طوبی لک ای پیک صبا خرم رسیدی مرحبا

2. بالله قل لحاشتی ما بال رکب قد سری

3. یاران برون رفتند و من در بحرخون افتاده‌ام

4. طرفی علی هجرانهم تبکی و ما تغنی البکا

5. بار سفر بستند و من چون صید وحشی پای بند

6. ساروا و من آماقنا اجروا ینا بیع الدما

7. افتان و خیزان میروم تاکی رسم در کاروان

8. و الرکب قد ساروا الی الایحاد و الحادی حدا

9. محمل برون بردند و من چون ناقه میراندم ز پی

10. قلبی هوی فی هوة و الدهر، ملق فی الهوی

11. چون تیره نبود روز من کز آه عالم سوز من

12. مد الغمام سرادقا اعلی شماریخ الذری

13. راضی شدم کز کاروان بانگ درائی بشنوم

14. اکبو و اقفوا اثرهم والعیس تحدی فی الزبی

15. چون محمل سلطان شرق از سوی شام آمد برون

16. ریح الصبا سارت الی نجد و قلبی قد صبا

17. خواجو به شبگیر از هوا هر دم نوائی میزند

18. والورق اوراق المنی یتلو علی اهل الهوی


بعدیقبلی

هیچ نظری ثبت نشده

ابیات برگزیده

* هرزه گو را خامش از تقریر کردن مشکل است
* شعله را از ژاژخایی سیر کردن مشکل است
شعر کامل
صائب تبریزی
* کجا روم که بمیرم بر آستان امید
* اگر به دامن وصلت نمی‌رسد دستم
شعر کامل
سعدی
* نقد حیرتخانهٔ هستی صدایی بیش نیست
* ای عدم نامی به دست آورده‌ای موجود باش
شعر کامل
بیدل دهلوی