خواجوی کرمانی_دیوانغزل ها (فهرست)

غزل شمارهٔ 594

1. زهی زلفت شکسته نرخ سنبل

2. گلستان رخت خندیده برگل

3. رسانده خط بیاقوت تو ریحان

4. کشیده سر ز کافور تو سنبل

5. عروسی را که او صاحب جمالست

6. چه دریابد گرش نبود تحمل

7. چو ریش خستگانرا مرهم از تست

8. مکن در کار مسکینان تغافل

9. اگر گل را نباشد برگ پیوند

10. چه سود از نالهٔ شبگیر بلبل

11. بجانت کانکه برجان دارم از غم

12. نباشد کوه سنگین را تحمل

13. اگر عمر منی ایشب برو زود

14. وگر جزو منی ای غم برو کل

15. چو از زلفش بدین روز اوفتادم

16. تو نیز ای شب مکن بر من تطاول

17. خوشا آن بزم روحانی که هر دم

18. کند مستی ببادامش تنقل

19. منه عود ای بت خوش نغمه از چنگ

20. که ساغر بانگ می‌دارد که غلغل

21. بزن مطرب که مستان صبوحی

22. ز می مستند و خواجو از تامل


بعدیقبلی

هیچ نظری ثبت نشده

ابیات برگزیده

* از رشک اشک حاسد تو چون بقم شدست
* از رنج روی دشمن تو چون زریر باد
شعر کامل
انوری
* مردم سپند بر سر آتش نهند و تو
* آتش زدی به عالم از آن خال چون سپند
شعر کامل
فروغی بسطامی
* ریزش این تنگ چشمان تشنگی می آورد
* وای بر کشتی که خواهد آب ازین غربال ها
شعر کامل
صائب تبریزی