خواجوی کرمانی_دیوانغزل ها (فهرست)

غزل شمارهٔ 637

1. صبحدم دل را مقیم خلوت جان یافتم

2. از نسیم صبح بوی زلف جانان یافتم

3. چون بمهمانخانهٔ قدسم سماع انس بود

4. آسمان را سبزه‌ای برگوشهٔ خوان یافتم

5. باغ جنت را که طوبی زو گیاهی بیش نیست

6. شاخ برگی بر کنار طاق ایوان یافتم

7. عقل کافی را که لوح کاف و نون محفوظ اوست

8. درمقام بیخودی طفل دبستان یافتم

9. خضر خضراپوش علوی چون دلیل آمد مرا

10. خویشتن را بر کنار آب حیوان یافتم

11. طائر جان کوتذرو بوستان کبریاست

12. در ریاض وحدتش مرغ خوش الحان یافتم

13. چون در این مقصورهٔ پیروزه گشتم معتکف

14. قطب را در کنج خلوت سبحه گردان یافتم

15. در بیابانی کزو وادی ایمن منزلیست

16. روح را هارون راه پور عمران یافتم

17. بسکه خواندم لاتذر بر خویش و گشتم نوحه گر

18. خویشتن را نوح و آب دیده طوفان یافتم

19. گر بگویم روشنت دانم که تکفیرم کنی

20. کاندرین ره کافری را عین ایمان یافتم

21. چشم خواجو را که در بحرین بودی جوهری

22. در فروش رستهٔ بازار عمان یافتم


بعدیقبلی

هیچ نظری ثبت نشده

ابیات برگزیده

* خوش است خلوت اگر یار یار من باشد
* نه من بسوزم و او شمع انجمن باشد
شعر کامل
حافظ
* از غرور بی نیازی بارها بال هما
* بر سر من سایه افکنده است و سر پیچیده ام
شعر کامل
صائب تبریزی
* عهد جوانی گذشت، در غم بود و نبود
* نوبت پیری رسید، صد غم دیگر فزود
شعر کامل
شیخ بهایی