خواجوی کرمانی_دیوانغزل ها (فهرست)

غزل شمارهٔ 925

1. من کیم زاری نزار افتاده‌ئی

2. پر غمی بیغمگسار افتاده‌ئی

3. دردمندی رنج ضایع کرده‌ئی

4. مستمندی سوگوار افتاده‌ئی

5. مبتلائی در بلا فرسوده‌ئی

6. بی‌قرینی بی‌قرار افتاده‌ئی

7. باد پیمائی به خاک آغشته‌ئی

8. خسته جانی دل فگار افتاده‌ئی

9. نیمه مستی بی‌حریفان مانده‌ئی

10. می‌پرستی در خمار افتاده‌ئی

11. بی‌کسی از یار غایب گشته‌ئی

12. ناکسی از چشم یار افتاده‌ئی

13. اختیار از دست بیرون رفته‌ئی

14. بیخودی بی‌اختیار افتاده‌ئی

15. عندلیبی از گل سوری جدا

16. خسته‌ای دور از دیار افتاده‌ئی

17. پیش چشم آهوان جان داده‌ئی

18. بر ره شیران شکار افتاده‌ئی

19. دست بردل خاک بر سر مانده‌ئی

20. بر سر ره خاکسار افتاده‌ئی

21. رو بغربت کرده فرقت دیده‌ئی

22. بی‌عزیزان مانده خوار افتاده‌ئی

23. بیدل و بی‌یار رحلت کرده‌ئی

24. بی زر و بی زور زار افتاده‌ئی

25. همچو خواجو پای در گل مانده‌ئی

26. بر سر پل مانده بار افتاده‌ئی


بعدیقبلی

هیچ نظری ثبت نشده

ابیات برگزیده

* همه شب راه دلم بر خم گیسوی تو بود
* آه از این راه که باریک تر از موی تو بود
شعر کامل
فروغی بسطامی
* گفت از این نوع شکایت که تو داری سعدی
* درد عشقست ندانم که چه درمان سازم
شعر کامل
سعدی
* ثنا و حمد بی‌پایان خدا را
* که صنعش در وجود آورد ما را
شعر کامل
سعدی