محتشم کاشانی_دیوانغزل ها (فهرست)

غزل شمارهٔ 227

1. عاشق از حسرت دیدار تو آهی نکند

2. که درو غیر غنیمانه نگاهی نکند

3. آن چه با خرمن جانم بنگاهی کردی

4. برق هرچند بکوشد به گیاهی نکند

5. عشق تاراج گرت یک تنه با هر دو جهان

6. کرد کاری که به یک کلبه سپاهی نکند

7. شدم از سنگدلیهای تو خورسند به این

8. که کسی در دلت از وسوسه راهی نکند

9. منعم از ناله رسد پند دهی را که شود

10. هدف تیر نگاه تو و آهی نکند

11. من گرفتم گه نگه در تو گناهست ای بت

12. بنده این حوصله دارد که گناهی نکند

13. دیدم آن زلف و تغافل زدم آهم برخاست

14. نتوانست که تعظیم سیاهی نکند

15. آن چه با کوه شکیبم رخ تابان تو کرد

16. شعلهٔ آتش سوزنده به کاهی نکند

17. محتشم این همه از گریه نگردد رسوا

18. که تواند کند گاهی و گاهی نکند


بعدیقبلی

هیچ نظری ثبت نشده

ابیات برگزیده

* ای دل چه اندیشیده‌ای در عذر آن تقصیرها
* زان سوی او چندان وفا زین سوی تو چندین جفا
شعر کامل
مولوی
* به کسی نظر ندارد بجز آینه بت من
* که ز عکس چهره خود شده است بت پرست او
شعر کامل
مولوی
* از سیاهی نامه اعمال خود را پاک کرد
* هر که زین ماتم سرا با موی چون کافور رفت
شعر کامل
صائب تبریزی