محتشم کاشانی_دیوانغزل ها (فهرست)

غزل شمارهٔ 51

1. وصلم نصیب شد ز مددکاری رقیب

2. یاران مفید بود بسی یاری رقیب

3. در شاه راه عشق کشیدم ز پای دل

4. صد خار غم به قوت غمخواری رقیب

5. بیزاریش چو داد ز یارم برات وصل

6. من نیز میدرم خط بیزاری رقیب

7. از جام هجر یار چوسرها شود گران

8. ما هم کنیم فکر سبکساری رقیب

9. در دوست دشمنی من درمانده مانده‌ام

10. بیچاره از محبت ناچاری رقیب

11. ما را بسی مقرب دلدار کرده است

12. دوراست این عمل ز علمداری رقیب

13. ترسم که عاقبت شود افسرده محتشم

14. بازار عشق ما ز کم آزاری رقیب


بعدیقبلی

هیچ نظری ثبت نشده

ابیات برگزیده

* هر که با منطق خواجو کند اظهار سخن
* در به دریا برد و زیره به کرمان آرد
شعر کامل
خواجوی کرمانی
* مباش وقت سحر بی ستاره ریزی اشک
* که نور چهره گردون ز گریه سحری است
شعر کامل
صائب تبریزی
* به سایه خفته بدم دی که یارم آمد و گفت
* چه خفته ای که رسید آفتاب در سایه
شعر کامل
امیرخسرو دهلوی