محتشم کاشانی_دیوانغزلیات از رسالهٔ جلالیه (فهرست)

شمارهٔ 6

1. دلم که بی‌تو لگدکوب محنت و الم است

2. خمیرمایهٔ چندین هزار درد و غم است

3. نمونه‌ایست دل من ز گرگ یوسف گیر

4. که در نهایت حرمان به وصل متهم است

5. من آن نیم که نهم پا ز حد برون ورنه

6. میانهٔ من و سر حد وصل یک قدم است

7. علامت شه حسن است قد و کاکل او

8. که بر سر سپه فتنه بهترین علم است

9. نظیر لعل تو بسیار هست غایتش آن

10. که در خزانهٔ سلطان خطه عدم است

11. دمی کشی به عتابم دمی به لطف خطاست

12. چه قاتلی تو که تیغ ستیزه‌ات دو دم است

13. تو شاه حسنی و بر درگهت به بانک بلند

14. کسی که لاف گدائی زده‌ست محتشم است


بعدیقبلی

هیچ نظری ثبت نشده

ابیات برگزیده

* یک دست جام باده و یک دست جعد یار
* رقصی چنین میانه میدانم آرزوست
شعر کامل
مولوی
* زلف تو مرا عمر دراز است ولی نیست
* در دست سر مویی از آن عمر درازم
شعر کامل
حافظ
* از خم ابروی توام هیچ گشایشی نشد
* وه که در این خیال کج عمر عزیز شد تلف
شعر کامل
حافظ