مولوی_دیوانغزل ها (فهرست)

غزل شمارهٔ 1038

1. به حسن تو نباشد یار دیگر

2. درآ ای ماه خوبان بار دیگر

3. مرا غیر تماشای جمالت

4. مبادا در دو عالم کار دیگر

5. بدزدیدی ز حسن تو یکی چیز

6. اگر بودی چو تو عیار دیگر

7. چو خورشید جمالت روی بنمود

8. ز هر ذره شنو اقرار دیگر

9. زهی دریا که آگندی ز گوهر

10. که هر قطره نمود انبار دیگر

11. به یک خانه دو بیمارند و عاشق

12. منم بیمار و دل بیمار دیگر

13. خدایا هر دو را تیمار کردی

14. ولیکن ماند آن تیمار دیگر

15. چه داند جان منکر این سخن را

16. که او را نیست آن دیدار دیگر

17. که منکر گفت سنایی خود همینست

18. سنایی گفت نی خروار دیگر

19. بدان خروار تو خروار منگر

20. گشا دو چشم عیسی وار دیگر


بعدیقبلی

هیچ نظری ثبت نشده

ابیات برگزیده

* اگر از سرو قدان مهر طمع می‌داری
* از بن زهر گیا مهر گیاه می‌طلبی
شعر کامل
خواجوی کرمانی
* دیدار یار غایب دانی چه ذوق دارد
* ابری که در بیابان بر تشنه‌ای ببارد
شعر کامل
سعدی
* اشک اگر پای شفاعت نگذارد به میان
* که جدا می کند از هم دو صف مژگان را؟
شعر کامل
صائب تبریزی