مولوی_دیوانغزل ها (فهرست)

غزل شمارهٔ 1501

1. منم فتنه هزاران فتنه زادم

2. به من بنگر که داد فتنه دادم

3. ز من مگریز زیرا درفتادی

4. بگو الحمدلله درفتادم

5. عجب چیزی است عشق و من عجبتر

6. تو گویی عشق را خود من نهادم

7. بیا گر من منم خونم بریزید

8. که تا خود من نمردم من نزادم

9. نگویم سر تو کان غمز باشد

10. ولی ناگفته بندی برگشادم


بعدیقبلی

هیچ نظری ثبت نشده

ابیات برگزیده

* هله نومید نباشی که تو را یار براند
* گرت امروز براند نه که فردات بخواند
شعر کامل
مولوی
* مگر تو شانه زدی زلف عنبرافشان را
* که باد غالیه سا گشت و خاک عنبربوست
شعر کامل
حافظ
* غم عاشق سرایت می کند معشوق را در دل
* ز آه و دود قمری سرو آخر شمع ماتم شد
شعر کامل
صائب تبریزی