مولوی_دیوانغزل ها (فهرست)

غزل شمارهٔ 2483

1. تلخ کنی دهان من قند به دیگران دهی

2. نم ندهی به کشت من آب به این و آن دهی

3. جان منی و یار من دولت پایدار من

4. باغ من و بهار من باغ مرا خزان دهی

5. یا جهت ستیز من یا جهت گریز من

6. وقت نبات ریز من وعده و امتحان دهی

7. عود که جود می‌کند بهر تو دود می‌کند

8. شیر سجود می‌کند چون به سگ استخوان دهی

9. برگذرم ز نه فلک گر گذری به کوی من

10. پای نهم بر آسمان گر به سرم امان دهی

11. عقل و خرد فقیر تو پرورشش ز شیر تو

12. چون نشود ز تیر تو آنک بدو کمان دهی

13. در دو جهان بننگرد آنک بدو تو بنگری

14. خسرو خسروان شود گر به گدا تو نان دهی

15. جمله تن شکر شود هر که بدو شکر دهی

16. لقمه کند دو کون را آنک تواش دهان دهی

17. گشتم جمله شهرها نیست شکر مگر تو را

18. با تو مکیس چون کنم گر تو شکر گران دهی

19. گه بکشی گران دهی گه همه رایگان دهی

20. یک نفسی چنین دهی یک نفسی چنان دهی

21. مفخر مهر و مشتری در تبریز شمس دین

22. زنده شود دل قمر گر به قمر قران دهی


بعدیقبلی

هیچ نظری ثبت نشده

ابیات برگزیده

* بر گل خودروی رویت کبروی حسن از اوست
* سبزهٔ سیراب را بنگر چو نیلوفر در آب
شعر کامل
خواجوی کرمانی
* چون قوس قزح برگ رزان رنگ به رنگ اند
* در قوس قزح خوشهٔ انگور گمانست
شعر کامل
منوچهری
* منه دل بر وفای چرخ کجرو هوش اگر داری
* که دستش هر زمان چون تاک بر دوش دگر باشد
شعر کامل
صائب تبریزی