مولوی_دیوانغزل ها (فهرست)

غزل شمارهٔ 2779

1. بانگ می‌زن ای منادی بر سر هر رسته‌ای

2. هیچ دیدیت ای مسلمانان غلامی جسته‌ای

3. یک غلامی ماه رویی مشک بویی فتنه‌ای

4. وقت نازش تیزگامی وقت صلح آهسته‌ای

5. کودکی لعلین قبایی خوش لقایی شکری

6. سروقدی چشم شوخی چابکی برجسته‌ای

7. بر کنار او ربابی در کف او زخمه‌ای

8. می‌نوازد خوش نوایی دلکشی بنشسته‌ای

9. هیچ کس دارد ز باغ حسن او یک میوه‌ای

10. یا ز گلزار جمالش بهر بو گلدسته‌ای

11. یوسفی کز قیمت او مفلس آمد شاه مصر

12. هر طرف یعقوب وار از غمزه‌اش دلخسته‌ای

13. مژدگانی جان شیرین می‌دهم او را حلال

14. هر کی آرد یک نشان یا نکته‌ای سربسته‌ای


بعدیقبلی

هیچ نظری ثبت نشده

ابیات برگزیده

* بخت جوان دارد آن که با تو قرینست
* پیر نگردد که در بهشت برینست
شعر کامل
سعدی
* در وطن گر می شدی هر کس به آسانی عزیز
* کی ز آغوش پدر یوسف به زندان آمدی؟
شعر کامل
صائب تبریزی
* با دوست کنج فقر بهشتست و بوستان
* بی دوست خاک بر سر جاه و توانگری
شعر کامل
سعدی