مولوی_دیوانغزل ها (فهرست)

غزل شمارهٔ 344

1. به جان تو که سوگند عظیمست

2. که جانم بی‌تو دربند عظیمست

3. اگر چه خضر سیرآب حیاتست

4. به لعلت آرزومند عظیمست

5. سخن‌ها دارم از تو با تو بسیار

6. ولی خاموشیم پند عظیمست

7. هر آن کز بیم تو خاموش باشد

8. اگر چه خر خردمند عظیمست

9. هر آن کس کو هنر را ترک گوید

10. ز بهر تو هنرمند عظیمست

11. فکندم خویش را چون سایه پیشت

12. فکندن پیشت افکند عظیمست

13. که بغداد تو را داد بزرگست

14. سمرقند تو را قند عظیمست

15. حریصم کرد طمع داد قندت

16. اگر چه بنده خرسند عظیمست

17. بریدستی مرا از خویش و پیوند

18. که دل را با تو پیوند عظیمست

19. خمش کن همچو عشق ای زاده عشق

20. اگر چه گفت فرزند عظیمست

21. رکاب شمس تبریزی گرفتم

22. که زین شمس زرکند عظیمست


بعدیقبلی

هیچ نظری ثبت نشده

ابیات برگزیده

* دل من رای تو دارد سر سودای تو دارد
* رخ فرسوده زردم غم صفرای تو دارد
شعر کامل
مولوی
* ندارم گر چه در خرمن پر کاهی، به این شادم
* که رزق خوشه چین باشد زبان گندمین از من
شعر کامل
صائب تبریزی
* دو دوست قدر شناسند عهد صحبت را
* که مدتی ببریدند و بازپیوستند
شعر کامل
سعدی