مولوی_دیوانغزل ها (فهرست)

غزل شمارهٔ 688

1. روی تو به رنگریز کان ماند

2. زلف تو به نقش بند جان ماند

3. گر سایه برگ گل فتد بر تو

4. بر عارض نازکت نشان ماند

5. روزی گذرد ز هجر تو سالی

6. مسکین عاشق چنان جوان ماند

7. دلتنگ نیم اگر چه دل تنگم

8. کآخر دل من بدان دهان ماند

9. در چشم من آی تا تو هم بینی

10. یک تن که به صد هزار جان ماند


بعدیقبلی

هیچ نظری ثبت نشده

ابیات برگزیده

* داغی که به امید نمک چشم گشوده است
* مپسند که از مرهم کافور شود خشک
شعر کامل
صائب تبریزی
* نگاه من به تو و دیگران به خود مشغول
* معاشران ز می و عارفان ز ساقی مست
شعر کامل
سعدی
* پیری و جوانی پی هم چون شب و روزند
* ما شب شد و روز آمد و بیدار نگشتیم
شعر کامل
سعدی