مولوی_دیوانغزل ها (فهرست)

غزل شمارهٔ 808

1. عید بگذشت و همه خلق سوی کار شدند

2. همه از نرگس مخمور تو خمار شدند

3. دست و پاشان تو شکستی چو نه پا ماند و نه دست

4. پر گشادند و همه جعفر طیار شدند

5. اهل دینار کجا امت دیدار کجا

6. گر چه دینار بشد لایق دیدار شدند


بعدیقبلی

هیچ نظری ثبت نشده

ابیات برگزیده

* ز اول هستی آوردم قفای نیستی خوردم
* کنون امید بخشایش همی‌دارم که مسکینم
شعر کامل
سعدی
* نسیم در سر گل بشکند کلاله سنبل
* چو از میان چمن بوی آن کلاله برآید
شعر کامل
حافظ
* میوه نمی‌دهد به کس باغ تفرجست و بس
* جز به نظر نمی‌رسد سیب درخت قامتش
شعر کامل
سعدی