مولوی_دیوانرباعی ها (فهرست)

رباعی شمارهٔ 385

1. گفتا بجهم همچو کبوتر ز کفت

2. گفت ار بجهی کند غمم مستخفت

3. گفتم که شدم خوار و زبون و تلفت

4. گفت از تلف منست عزو شرفت


بعدیقبلی

هیچ نظری ثبت نشده

ابیات برگزیده

* سروبالای من آن گه که درآید به سماع
* چه محل جامه جان را که قبا نتوان کرد
شعر کامل
حافظ
* چون ز نسیم می‌شود زلف بنفشه پرشکن
* وه که دلم چه یاد از آن عهدشکن نمی‌کند
شعر کامل
حافظ
* دوستی با ناتوانان مایه روشندلی است
* موم چون با رشته سازد شمع محفل می شود
شعر کامل
صائب تبریزی