مولوی_دیوانرباعی ها (فهرست)

رباعی شمارهٔ 542

1. اول که رخم زرد و دلم پرخون بود

2. هم خرقه و همراه دلم مجنون بود

3. آن صورت و آن قاعده تا اکنون بود

4. کاری آمد که آن همه مادون بود


بعدیقبلی

هیچ نظری ثبت نشده

ابیات برگزیده

* سوختم در آتشش چون عود و زانم بیم نیست
* بیم آن دارم که دود من بگیرد دامنش
شعر کامل
سلمان ساوجی
* ای که گفتی هیچ مشکل چون فراق یار نیست
* گر امید وصل باشد همچنان دشوار نیست
شعر کامل
سعدی
* تو از قبیله خوبان سست پیمانی
* من از جماعت عشاق سخت پیوندم
شعر کامل
فروغی بسطامی