مولوی_مثنوی معنویدفتر دوم (فهرست)

شماره 62 - بیدار کردن ابلیس معاویه را کی خیز وقت نمازست

1. در خبر آمد که خال مؤمنان

2. خفته بد در قصر بر بستر ستان

3. قصر را از اندرون در بسته بود

4. کز زیارتهای مردم خسته بود

5. ناگهان مردی ورا بیدار کرد

6. چشم چون بگشاد پنهان گشت مرد

7. گفت اندر قصر کس را ره نبود

8. کیست کین گستاخی و جرات نمود

9. گرد برگشت و طلب کرد آن زمان

10. تا بیاید زان نهان گشته نشان

11. او پس در مدبری را دید کو

12. در پس پرده نهان می‌کرد رو

13. گفت هی تو کیستی نام تو چیست

14. گفت نامم فاش ابلیس شقیست

15. گفت بیدارم چرا کردی بجد

16. راست گو با من مگو بر عکس و ضد


بعدیقبلی

هیچ نظری ثبت نشده

ابیات برگزیده

* فارغی از قدر جوانی که چیست
* تا نشوی پیر ندانی که چیست
شعر کامل
نظامی
* عهد جوانی گذشت، در غم بود و نبود
* نوبت پیری رسید، صد غم دیگر فزود
شعر کامل
شیخ بهایی
* تا درون آمد غمش، از سینه بیرون شد نفس
* نازم این مهمان که بیرون کرد صاحبخانه را
شعر کامل
فروغی بسطامی