مولوی_مثنوی معنویدفتر سوم (فهرست)

شماره 72 - مضطرب شدن فقیر نذر کرده بکندن امرود از درخت و گوشمال حق رسیدن بی مهلت

1. پنج روز آن باد امرودی نریخت

2. ز آتش جوعش صبوری می‌گریخت

3. بر سر شاخی مرودی چند دید

4. باز صبری کرد و خود را وا کشید

5. باد آمد شاخ را سر زیر کرد

6. طبع را بر خوردن آن چیر کرد

7. جوع و ضعف و قوت جذب و قضا

8. کرد زاهد را ز نذرش بی‌وفا

9. چونک از امرودبن میوه سکست

10. گشت اندر نذر وعهد خویش سست

11. هم درآن دم گوشمال حق رسید

12. چشم او بگشاد و گوش او کشید


بعدیقبلی

هیچ نظری ثبت نشده

ابیات برگزیده

* خوشتر از دوران عشق ایام نیست
* بامداد عاشقان را شام نیست
شعر کامل
سعدی
* همه کارم ز خود کامی به بدنامی کشید آخر
* نهان کی ماند آن رازی کز او سازند محفل‌ها
شعر کامل
حافظ
* شیطان راه ما نشود گندم بهشت
* ما را بس است نان جوین دیار خویش
شعر کامل
صائب تبریزی