ملا هادی سبزواری_دیوانغزل ها (فهرست)

غزل شمارهٔ 162

1. هذ اغزال هلال السمآء مضناکی

2. غد الغزالة فی العشق من حیاراکی

3. ز شوق روی تو گردید گل گریبان چاک

4. شقیق احمر ذوالکی بعض قتلاکی

5. ز آهوان نه همین صید اهل دل کردی

6. سلبت مهجة اهل التقی و لثنا کی

7. امام شهر بمحراب خود بخود گویاست

8. بحاجبیک بان صار بعض صرعاکی

9. همین نه ماه گرفت از فروغ مهر رخت

10. ذکاء یقتبس النور من محیاکی

11. ز تار زلف دو تا گر مرا شب تاری است

12. صباحی اسفر لیلای من ثنایاکی

13. ز دیده خون رودم محرم دو دیده رود

14. فدع یودع یا دمع طرفی الباکی

15. صبا ز دیدهٔ دل گویمت چسان هیهات

16. وهل اعبر یالروح عنک حاشاکی

17. گل مراد برآید مرا توچون ببر آئی

18. اشم نکهته و رد التثم فآکی

19. اگرچه ورد زبان ورد سوسن و سمن است

20. فانت قصد ضمیری و کل اسماکی

21. ز بخت بد چو به بیداریم از او محروم

22. فلیت عند رقادی سمحت رؤیاکی

23. ز دوست چشم امید این بود که دید اسرار

24. سمعت فیه اقاویل کل افاکی


بعدیقبلی

هیچ نظری ثبت نشده

ابیات برگزیده

* ناگهان پرده برانداخته‌ای یعنی چه
* مست از خانه برون تاخته‌ای یعنی چه
شعر کامل
حافظ
* شاه و گدا به دیده دریادلان یکی است
* پوشیده است پست و بلند زمین در آب
شعر کامل
صائب تبریزی
* نیکخواهانم نصیحت می‌کنند
* خشت بر دریا زدن بی‌حاصلست
شعر کامل
سعدی