نزاری قهستانی_دیوانغزل ها (فهرست)

شمارهٔ 1031

1. خوش است آن دو چشمِ مخمور و خوش آن دو زلفِ مشکین

2. خوش است آن لبان باریک و خوش آن دهانِ شیرین

3. خوش است آن بر و بنا گوش و میانِ طاق ابرو

4. خوش است آن بن دو بازو و سرو دو دستِ سیمین

5. عجب از کسی بمانم که بدید و خواهد اکنون

6. که دگر جهان ببیند به دو دیده جهان‌بین

7. به حیاتِ اهل معنی که تصوّرم نبندد

8. چو تو صوتی که باشد به نگارخانۀ چین

9. به هر امتحان که خواهی بکن التماسِ خدمت

10. که گرم به کفر گویی که برو بگردم از دین

11. به قیاس احتیاجم نبود به صورِ محشر

12. ز لحد برآورم سر چو تو بگذری به بالین

13. تو اگر چه پادشاهی نظری به کِهتران کن

14. که بزرگ‌زادگان را هنرست شرطِ تمکین

15. نه نزاری فضولی که به مرگ خود نمیری

16. به تو پیش ازین بگفتم پسِ کارِ خویش بنشین

17. چو مگس دو دست بر سر بنشسته در برابر

18. که نمی‌دهند شکّر به تو شوربخت شیرین


بعدیقبلی

هیچ نظری ثبت نشده

ابیات برگزیده

* ز بس که گشته ام از فکر آن میان باریک
* زشرم مردم باریک بین نهان شده ام
شعر کامل
جامی
* در پرده حجاز بگو خوش ترانه‌ای
* من هدهدم صفیر سلیمانم آرزوست
شعر کامل
مولوی
* بس که درد عالمی در عشق تنها می کشم
* نالهٔ امروز را از ضعف فردا می کشم
شعر کامل
عرفی شیرازی