نزاری قهستانی_دیوانغزل ها (فهرست)

شمارهٔ 1110

1. دلم بر آتشِ هجران بسوخت زار اندوه

2. رخم به خونِ جگر کرد لاله‌زار اندوه

3. ز دست عشوه هنوزم نداده بود خلاص

4. فکند بازم در پایِ انتظار اندوه

5. نه ممکن است که بی‌پای‌مردیِ شبِ وصل

6. مرا برون کند از دستِ روزگار اندوه

7. ز دستِ دل چه کنم کارِ من به جان آمد

8. ز بس که دست و دلم می‌برد ز کار اندوه

9. اگر فراقم ازین دست پای بردارد

10. برآورد ز دل و جانِ من دمار اندوه

11. به لب برآورد از حقّه بدن جانم

12. به دستِ شعبده هر دم هزار بار اندوه

13. نه بر مشاهده ی طلعتِ تو در حلقم

14. زقوم و زهر کند جامِ خوش‌گوار اندوه

15. چو از میان تو گویم چراست آن که مرا

16. ز سیلِ چشم چو جیحون کند کنار اندوه

17. نماز شامِ غریبان قیامتی دگرست

18. قیاس کن چه کند در شبانِ تار اندوه

19. مدارِ عشق نباشد نزاریا بر هجر

20. به کامِ دل بسی عاقبت مدار اندوه


بعدیقبلی

هیچ نظری ثبت نشده

ابیات برگزیده

* خیزید عاشقان که سوی آسمان رویم
* دیدیم این جهان را تا آن جهان رویم
شعر کامل
مولوی
* رز به اندک روزگاری بر سر آمد از چنار
* هر سبکدستی عنان تاک نتواند گرفت
شعر کامل
صائب تبریزی
* کنون نو شود در جهان داوری
* چو موسی بیاید به پیغمبری
شعر کامل
فردوسی