نزاری قهستانی_دیوانغزل ها (فهرست)

شمارهٔ 1191

1. نه مهربانی و نه شفقت و نه دل داری

2. همین و هیچ دگر شوخی و ستم گاری

3. دم محبت و آن گه نشان برگشتن

4. خط مودت و آن گه زبان بیزاری

5. امید را به طمع تازه می کنم که فلان

6. ز روزگار من آگاه نیست پنداری

7. به پای بوس تو دستم نمی رسد شاید

8. زکبر اگر نگذارد دلت که بگذاری

9. تو پادشاهی و ما بندگان مملوکیم

10. چنان سری چه عجب گر به ما فرود آری

11. سر هزار نزاری فدای پهلوی یار

12. دریغ نیست سر عاشق از نگون ساری


بعدیقبلی

هیچ نظری ثبت نشده

ابیات برگزیده

* یک دست جام باده و یک دست جعد یار
* رقصی چنین میانه میدانم آرزوست
شعر کامل
مولوی
* گفت آن یار کز او گشت سر دار بلند
* جرمش این بود که اسرار هویدا می‌کرد
شعر کامل
حافظ
* ز فراق جان من گر ز دو دیده در فشاند
* تو گمان مبر که از وی دل پرگهر ندارم
شعر کامل
مولوی