نزاری قهستانی_دیوانغزل ها (فهرست)

شمارهٔ 1206

1. دل ببرد از من بتی زیبا نگاری

2. ماه‌رویی سرو قدّی گل عذاری

3. عاشقم عاشق بگفتم آشکارا

4. عاشقی چندین گناهی نیست باری

5. کارِ من بر رویِ نیکو حال کردن

6. هر کسی حالی دگر دارند و کاری

7. یار با ما در میان آید چه باشد

8. سرزنش گو می کنید از هر کناری

9. چون امیدِ وصل خواهد بود شاید

10. گر بباید برد یک چند انتظاری

11. هر که را بر خرمنِ گل دست باید

12. گو مکش انگشت باز از زخمِ خاری

13. گو در این دریا مرو بد دل که زان پس

14. نیست بیرون آمدن را اختیاری

15. هر که بر جان لرزد از عشقش چه حاصل

16. مستِ عرفان را نباشد اعتباری

17. در وفایِ عهدِ یاری چون نزاری

18. تا به دست آید بباید روزگاری


بعدیقبلی

هیچ نظری ثبت نشده

ابیات برگزیده

* پیام من که رساند به یار مهرگسل
* که برشکستی و ما را هنوز پیوند است
شعر کامل
سعدی
* ز فکر تفرقه بازآی تا شوی مجموع
* به حکم آن که چو شد اهرمن سروش آمد
شعر کامل
حافظ
* اندکی کوتاه کن زلف بلند خویشتن
* تا مبادا ناگه افتی در کمند خویشتن
شعر کامل
صائب تبریزی