نزاری قهستانی_دیوانغزل ها (فهرست)

شمارهٔ 1231

1. عشق را ختم است بر عالم سری

2. عشق را لایق نباشد سروری

3. پادشا عشق است و لازم می‌شود

4. پارسا و رند را فرمان‌بری

5. بل که سلطانانِ عالم عشق را

6. بندگی‌ها می‌کنند از چاکری

7. در بیان ِعاشق و معشوق و عشق

8. سحر می‌پردازم اینک ساحری

9. فارغم حاشا که گویم مدحِ خلق

10. زشت باشد گر کند عیسی خری

11. مستِ لایعقل چه جوید زیرکی

12. مرد بی‌حاصل چه داند شاعری

13. من سخنْ‌سوزم سخنْ‌گو نیستم

14. بت شکستن دیگرست از بت‌گری

15. گرچه قنبر حیدری باشد و لیک

16. عنتری کردن نباشد حیدری

17. عشق می‌خواهی نزاری را طلب

18. مدح می‌جویی بخواه از انوری


بعدیقبلی

هیچ نظری ثبت نشده

ابیات برگزیده

* مغز سران کدوی خشک اشک یلان زرشک تر
* زین دو به تیغ چون نمک پخته ابای معرکه
شعر کامل
خاقانی
* ندانمت که چه گویم تو هر دو چشم منی
* که بی وجود شریفت جهان نمی‌بینم
شعر کامل
سعدی
* زلف و خط تو با هم هندوستان وطوطی
* رخسار و خال مشکین کافور و حب فلفل
شعر کامل
سلمان ساوجی