نزاری قهستانی_دیوانغزل ها (فهرست)

شمارهٔ 1321

1. پیری‌ست مرا چو نو جوانی

2. در عالمِ عشق مهربانی

3. از غایتِ شوق هر زمانی

4. از جانبِ دوست ترجمانی

5. چون بر گویم که کیست آری

6. ماییم و محبتِ فلانی

7. کس نشناسد فلانِ ما را

8. نابرده ز ما به او نشانی

9. او ساکنِ خلوتِ خرابات

10. ماییم و سری و آستانی

11. ما سَتر به پیش برگرفتیم

12. تا کس نبرد به ما گمانی

13. خود پُر شده بود تا بدیدیم

14. از سَترِ صلاحِ ما جهانی

15. آری چه کنیم بر نزاری

16. ناگاه برفت امتحانی

17. بر شارعِ چارسویِ عشقم

18. خلقی به نظاره هر زمانی

19. از قصه ی ما چو باز دیدی

20. جایی نه که نیست داستانی


بعدیقبلی

هیچ نظری ثبت نشده

ابیات برگزیده

* بی تو گفتم که صبر پیشه کنم
* گفتم امّا نمی توانم کرد
شعر کامل
جامی
* کشم خنجر چو سوسن بر تن خویش
* چو گل در خون کشم پیراهن خویش
شعر کامل
جامی
* من مرغکی پربسته‌ام زان در قفس بنشسته‌ام
* گر زان که بشکستی قفس بنمودمی پرواز را
شعر کامل
سعدی