نزاری قهستانی_دیوانغزل ها (فهرست)

شمارهٔ 219

1. گر از دل باز گویم بیقرار است

2. وگر از دیده خونش در کنارست

3. اگر عقل است سودای دماغ است

4. وگر خاطر پریشان روزگارست

5. نه روزم جز قلم کس همزبان است

6. نه شب الّا خیالم راز دارست

7. مگر هم سایه بامن همنشین است

8. مگرهم ناله با من سازگارست

9. وفا از هرکه جویم بی نشان است

10. جفا از هرکه گویم بیشمارست

11. عفا اللّه غم که با من در همه حال

12. میان آب و آتش یار غارست

13. نزاری پیش از این بودی به زاری

14. کنون باری به زاری های زارست


بعدیقبلی

هیچ نظری ثبت نشده

ابیات برگزیده

* بگذشت مه روزه عید آمد و عید آمد
* بگذشت شب هجران معشوق پدید آمد
شعر کامل
مولوی
* به آب و رنگ تیغش برده تفضیل
* چو نیلوفر هم از دجله هم از نیل
شعر کامل
نظامی
* به روز مرگ چو تابوت من روان باشد
* گمان مبر که مرا درد این جهان باشد
شعر کامل
مولوی