نزاری قهستانی_دیوانغزل ها (فهرست)

شمارهٔ 406

1. تولّا بی تبّرا در نگنجد

2. دوالک بازی آن جا در نگنجد

3. به ما و من ، مکن دعوی که آن جا

4. که او باشد من و ما در نگنجد

5. مصافِ عشق و زخمِ تیغِ وحدت

6. در آن معرض محابا در نگنجد

7. اگر در دوست مستغرق نباشی

8. ز تو قطره به دریا در نگنجد

9. به احبابِ محقّق التجا کن

10. کزان پس کیدِ اعدا در نگنجد

11. چرا با مرده در گنجد دمِ روح

12. ولی با زنده قطعا در نگنجد

13. ز الزامِ محق دورست مبطل

14. که با جاهل مدارا در نگنجد

15. درونِ کعبۀ اسلام الحق

16. کشیشِ دیر حاشا در نگنجد

17. طبیبی بایدت حاذق که علّت

18. چو مزمن شد مداوا در نگنجد

19. همه دم تا به کی این جا که آن جا

20. دِم ام روز و فردا در نگنجد

21. نزاری گر شوی مویی به زاری

22. به الّا الله الّا در نگنجد


بعدیقبلی

هیچ نظری ثبت نشده

ابیات برگزیده

* زلف او دام است و خالش دانه آن دام و من
* بر امید دانه‌ای افتاده‌ام در دام دوست
شعر کامل
حافظ
* دل تهی ناشده از خویش به جایی نرسد
* تا بود پر ز شکر نی به نوایی نرسد
شعر کامل
صائب تبریزی
* الا ای پیر فرزانه مکن عیبم ز میخانه
* که من در ترک پیمانه دلی پیمان شکن دارم
شعر کامل
حافظ