نزاری قهستانی_دیوانغزل ها (فهرست)

شمارهٔ 416

1. فروغِ طلعتِ رویِ تو آفتاب ندارد

2. نسیمِ ناقۀ زلفِ تو مشکِ ناب ندارد

3. عجب که سایۀ زلفِ تو گر رسد به جمادی

4. که هم چو ذرّه به خاصیّت اظطراب ندارد

5. تو خود به جانبِ ما هیچ التفات نداری

6. مرا خیالِ تو یک لحظه بی عذاب ندارد

7. چو حلقه هایِ سرِ زلفِ بی قرارِ تو یک دم

8. دو چشمِ ژاله فشانم قرار و خواب ندارد

9. مگر که لایقِ گوشِ تو نیست ورنه به قیمت

10. چو گوهرِ صدفِ چشمِ من سحاب ندارد

11. ندانم اهلِ دلی در بلادِ ملکِ خراسان

12. که دل بر آتشِ این امتحان کباب ندارد

13. کسی نبینم از ابنایِ خویش کو چو نزاری

14. به خونِ دل رخِ چون کهربا خضاب ندارد

15. دل شکستۀ من مشکل این که در همه عالم

16. به هیچ کویِ دگر مرجع و مآب ندارد


بعدیقبلی

هیچ نظری ثبت نشده

ابیات برگزیده

* شکایت نامه ما سنگ را در گریه می آرد
* مهیای گرستن شو، دگر مکتوب ما بگشا
شعر کامل
صائب تبریزی
* خوشا آن دم کز استغنای مستی
* فراغت باشد از شاه و وزیرم
شعر کامل
حافظ
* با زهر چشم خنده هم آغوش کرده ای
* بادام تلخ را چه شکرپوش کرده ای؟
شعر کامل
صائب تبریزی