نزاری قهستانی_دیوانغزل ها (فهرست)

شمارهٔ 453

1. امروز که باده می توان خورد

2. یک هفته بهانه می توان کرد

3. هان تا به موافقت برآریم

4. از مغزِ خمِ گرفته سر گرد

5. هر کو سرِ پایِ خم ندارد

6. گو هم چو زمانه گردِ سر گرد

7. چون لاله کنیم از پیاله

8. رویی که شده ست چون گلِ زرد

9. زان می که ز عکسِ پرتوِ او

10. از چوبِ سیه برون دَمَد ورد

11. زان می که پلنگِ هیبت او

12. با عقل کند چو شیر ناورد

13. بر سنگ زدیم شیشۀ نام

14. از ننگِ وجودِ ناز پرورد

15. چون فایده نیست چند نالیم

16. از جورِ رقیبِ ناجوان مرد

17. هیهات که صرصرِ ملامت

18. طوفان ز وجودِ ما برآورد

19. ما پختۀ کارگاهِ عشقیم

20. گو عقل مکوب آهنِ سرد

21. بیزار شدیم از نزاری

22. ماییم و حریفِ دُردیِ درد


بعدیقبلی

هیچ نظری ثبت نشده

ابیات برگزیده

* مردم کوته نظر در انتظار محشرند
* دیده روشندلان آیینه محشر بود
شعر کامل
صائب تبریزی
* ای مطرب جان چو دف به دست آمد
* این پرده بزن که یار مست آمد
شعر کامل
مولوی
* چه فضل و علم گرد آرم؟ چو رو در عشق او آرم
* به بصره چو کشم خرما؟! به کرمان چون برم زیره
شعر کامل
مولوی