نزاری قهستانی_دیوانغزل ها (فهرست)

شمارهٔ 461

1. یارِ ما ولوله در عالمِ راز اندازد

2. گر نقابی که برانداخته باز اندازد

3. خوشش آن قامت و بالا که خود استادِ ازل

4. کسوتِ حسن به بالایِ دراز اندازد

5. ساقیا باده دمادم ده و با چنگی گوی

6. تا ز آهنگِ عراقم به حجاز اندازد

7. دشمنِ سختِ من است آن که حدیثِ من و دوست

8. نه به عکسِ روشِ عقل فراز اندازد

9. بارها خواستمش گفت که یک حلقه از آن

10. زلف در حلقِ ملامت گرِ راز اندازد

11. غیرتم باز پشیمان کند و داند عقل

12. که خیالم به چنین فکرِ مجاز اندازد

13. چشم بر هم مزن ای دیده که برخواهد خاست

14. فتنۀ تازه به هر غمزه که باز اندازد

15. واعظی گفت به مقصد نرسد الّا آن

16. که به مسجد رود و سر به نیاز اندازد

17. خود خیالِ تو نزاریِ خراباتی را

18. نگذارد که مصلاً به نماز اندازد

19. هر که محمود بود بر همه عالم بندد

20. درِ آن دیده که بر رویِ ایاز اندازد


بعدیقبلی

هیچ نظری ثبت نشده

ابیات برگزیده

* ز گرد خوان نگون فلک طمع نتوان داشت
* که بی ملالت صد غصه یک نواله برآید
شعر کامل
حافظ
* علم دولت نوروز به صحرا برخاست
* زحمت لشکر سرما ز سر ما برخاست
شعر کامل
سعدی
* هله نومید نباشی که تو را یار براند
* گرت امروز براند نه که فردات بخواند
شعر کامل
مولوی