نزاری قهستانی_دیوانغزل ها (فهرست)

شمارهٔ 512

1. با دل از دست رفت و کار دگر شد

2. بخت ز من برشکست و یار دگر شد

3. روی نمود از نقاب و باز نپوشید

4. عهد نهان کرد و آشکار دگر شد

5. با دل بد عهد چون کنم که برانداخت

6. قاعده صلح و کارزار دگر شد

7. چشم خلاصی که داشتم ز بلاها

8. خود نه چنان بود و انتظار دگر شد

9. من چه کنم بر وصال یار بد آموز

10. کار دگر گشت و آن قرار دگر شد

11. بخت سرآسیمه باز شیوه دگر کرد

12. با من سرگشته روزگار دگر شد

13. نقطه پرگار انتظار بگردید

14. مرکز امید با مدار دگر شد

15. غم نخورم ار نزاریا ز زمانه

16. با تو چو بخت ستیزه کار دگر شد

17. این همه دل می کند نه بخت که با من

18. از سر پیمان هزار بار دگر شد


بعدیقبلی

هیچ نظری ثبت نشده

ابیات برگزیده

* ای آشنا که گریه کنان پند می دهی
* آب از برون مریز که آتش به جان گرفت
شعر کامل
امیرخسرو دهلوی
* نقش لب تو از شکر و پسته بسته‌اند
* زلف و رخت ز نسترن و لاله رسته‌اند
شعر کامل
اوحدی
* چون نار کند شق دل مینای فلک را
* این باده پر زور که در ساغر عشق است
شعر کامل
صائب تبریزی