نزاری قهستانی_دیوانغزل ها (فهرست)

شمارهٔ 726

1. با دل در احتسابم و با دیده در نزاع

2. از بیم روز هجر و نهیب شب وداع

3. سودای عشق بازی و قلب پس آمده

4. ننگ محققان ز کساد چنین متاع

5. از هم جدا دگر نتوان کرد عشق و دل

6. ملکی ست عشق و دل که بود تا ابد مشاع

7. تا دیده بر بگشایم و بینم جمال دوست

8. و رنه فوایدی ز نظر نیست جز صداع

9. تا هم ز دوستان شنوم نام دوستان

10. ور نه چرا به کار شود سمع و استماع

11. مجنون برگرفته ز چشم غزال چشم

12. در چشمش آدمی ننماید به جز سباع

13. نتوان گرفت اگر همه در بزم جنتی

14. نه چشم بر نظاره و نه گوش بر سماع

15. در رستخیز چند توان بود منتظر

16. تا کی شود میسرم اسباب اجتماع

17. بیچاره چون کند که به تکلیف می برند

18. تقدیر اشتیاقش و زنجیر التیاع

19. در جان ما محبت یوسف نهان چنانک

20. دربار ابن یامین و اویی خبر زصاع

21. ای دوست بر نزاری مسکین مگیر عیب

22. بر حال او هنوز نیفتاده اطلاع

23. غره مشو به شوکت و قوت حمول باش

24. کاندر مصاف عشق فرو شد بسی شجاع


بعدیقبلی

هیچ نظری ثبت نشده

ابیات برگزیده

* به خاک پای عزیزت که عهد نشکستم
* ز من بریدی و با هیچ کس نپیوستم
شعر کامل
سعدی
* کنون که در چمن آمد گل از عدم به وجود
* بنفشه در قدم او نهاد سر به سجود
شعر کامل
حافظ
* بیابان قناعت وسعتی دارد که هر موری
* نمی داند کم از ملک سلیمان چشم تنگش را
شعر کامل
صائب تبریزی