نزاری قهستانی_دیوانغزل ها (فهرست)

شمارهٔ 9

1. نه کسی که باز پرسد ز فراق یار ما را

2. نه غمی که می توان گفت به هر کس آشکارا

3. نه دلی که می پذیرد ز مصاحبان نصیحت

4. نه سری که بر در آرد به سکونت مدارا

5. نه به مردمی پیامی نه به دوستی سلامی

6. نظری به حال یاران به از این کنند یارا

7. نه عنایتی به حالم نه حکایتی به وصلت

8. نه تو را به لطف یاری نه مرا به گفت یارا

9. نه به کیسه سیم دارم نه به عقل هنگ و سنگی

10. تو بری چو سیم داری و دلی چو سنگ خارا

11. چو غزال غمزه ای کن به سگان کویت ای جان

12. اثری ز مهربانی نبود دل شما را

13. به کرشمه ای و غمزی به اشارتی و رمزی

14. چه شود به دست کردن دل بی دلی نگارا

15. نظری و التفاتی ز تو انتظار دارم

16. قَدَری موافقت کن به ستیزه ی قضا را

17. ز سر بزرگ واری نه ز روی خرده بینی

18. چه شود که بر نزاری گذری کنی خدا را


بعدیقبلی

هیچ نظری ثبت نشده

ابیات برگزیده

* گر بود برگ گل سوریت از خار مترس
* ور هوای چمنت نیست بگلزار مرو
شعر کامل
خواجوی کرمانی
* دانی که در شریعت ما کیست کشتنی
* بیگانه‌ای که هیچ نگشت آشنای تو
شعر کامل
فروغی بسطامی
* دل آگاه در پیری زغفلت بیش می لرزد
* که وقت صبح اکثر شبروان را خواب می آید
شعر کامل
صائب تبریزی