نزاری قهستانی_دیوانغزل ها (فهرست)

شمارهٔ 942

1. دورم دریغ موسمِ عشرت ز دوستان

2. نزدیک شد که باز شود تازه بوستان

3. یارم نمی خورد غم من هیچ و من همه

4. خون می¬خورم به جای مِی آخر نکوست آن

5. هرگز نداشت بی گره کینه ابروان

6. سبحانه تعالی آخر چه خوست آن

7. ای رشکِ آفتابِ جهان تاب روی تو

8. یا رب چه آفتاب و چه ماه وچه روست آن

9. گر بر رسند کآفت خورشید و ماه کیست

10. خورشید و ماه هر دو بگویند اوست آن

11. از نورِ محض خلقتِ او آفریده اند

12. چون خلقِ خاکیان نه ز نشو و نموست آن

13. عشّاق را ز سنگ ملامت حجاب نیست

14. آن کو نداشت طاقتِ سنگی سبوست آن

15. یا رب بود که یاد نزاری همی کنند

16. در بارگاهِ خسرو آفاق دوستان

17. آن شاهِ سرفراز که در جنب رایتش

18. بر چرخ نیست اتلس ازرق رگوست آن


بعدیقبلی

هیچ نظری ثبت نشده

ابیات برگزیده

* کنون که در چمن آمد گل از عدم به وجود
* بنفشه در قدم او نهاد سر به سجود
شعر کامل
حافظ
* عاشق که شد که یار به حالش نظر نکرد
* ای خواجه درد نیست وگرنه طبیب هست
شعر کامل
حافظ
* باده‌ات از کوه سکونت برد
* عیب مکن زان که وقاریم نیست
شعر کامل
مولوی