نظیری نیشابوری_دیوانغزل ها (فهرست)

غزل شمارۀ 238

1. گلزار به شهر آمد و بازار چمن شد

2. گوش همه کس محو غزل خوانی من شد

3. تا جیب گشادم که از آن نامه برآرم

4. دیدم که صبا قاصد صد بيت حزن شد

5. هر دخل که می خواست کند دشمن حاسد

6. آمد به زبانش ز دل و مهر دهن شد

7. از ظلمت شب مرغ خروشان نشد امشب

8. هرچند که در بند پر و بال زدن شد

9. پر زورتر از بادۀ تلخ است محبّت

10. عشقی که برو سال گذر کرد کهن شد

11. الفت ده هجران و وصالست صبوری

12. مخموری من توبه ده توبه شکن شد

13. تا می شنوم حُسن و وفا هر دو غریبند

14. عاشق نشنیدم که ز غربت به وطن شد

15. تا همسفر اشک خودم کار خراب است

16. هرجا که شدم در پی ویرانی من شد

17. هر زخم که برداشت از ایّام نظیری

18. نی چاک گریبان شد و نی جیب کفن شد


بعدیقبلی

هیچ نظری ثبت نشده

ابیات برگزیده

* کلک حافظ شکرین میوه نباتیست به چین
* که در این باغ نبینی ثمری بهتر از این
شعر کامل
حافظ
* غبار تن نگیرد دامن دلهای قدسی را
* قفس بر مرغ وحشی شهپر پرواز می گردد
شعر کامل
صائب تبریزی
* داد در ایام خامی میوه خود را به باد
* نخل پرباری که از دیوار بستان سر کشید
شعر کامل
صائب تبریزی