نظیری نیشابوری_دیوانغزل ها (فهرست)

غزل شمارۀ 259

1. پرده برداشته ام از غم پنهانی چند

2. به زیان می رود امروز گریبانی چند

3. زان ضعيفان که وفا داشت درین شهر اسیر

4. قفسی چند بجا مانده و زندانی چند

5. سر و سامان سخن کردن این جمعم نیست

6. پهلوی من بنشانید پریشانی چند

7. بس خرابیم ز یکدیگرمان نشناسند

8. مانده ایم از ده غارت زده ویرانی چند

9. کشته از بس به هم افتاده کفن نتوان کرد

10. فکر خورشید قیامت کن و عریانی چند

11. هیچ دل را ستم حادثه مجروح نکرد

12. که نه لعل تو بر آن ریخت نمکدانی چند

13. هیچ کس را سرپایی نزد ایّام که ما

14. پشت دستی نگزیدیم به دندانی چند

15. بهر عشرت طلبی لخت دل آریم برون

16. چیده ایم از گل این بادیه دامانی چند

17. چشم بر فيض نظیری همه خوبان دارند

18. کاسه در پیش گدا داشته سلطانی چند


بعدیقبلی

هیچ نظری ثبت نشده

ابیات برگزیده

* شب‌ها من و شمع می‌گدازیم
* اینست که سوز من نهانست
شعر کامل
سعدی
* وفا خار ره است، ارنه برای آشیان ما
* به هر گلشن که باشد، مشت خاری می شود پیدا
شعر کامل
صائب تبریزی
* شمشاد و سرو را ز تموز و خزان چه باک
* کز گرم و سرد لاله و گل را رسد زیان
شعر کامل
خاقانی