نظیری نیشابوری_دیوانغزل ها (فهرست)

غزل شمارۀ 32

1. تمکین خرد برد ز سر شور و شرم را

2. پیری برهاند از شب غفلت سحرم را

3. مانند ترنجم که خزان است بهارش

4. دم سردی دی تازه کند برگ و برم را

5. تا سدره بپرّم اگرم در بگشایند

6. هرچند که فرسوده قفس بال و پرم را

7. کوتاهی عیشم پی پند دگران است

8. دهر از پی تأدیب بُرد شاخ ترم را

9. در هر قدمی صد خطرم بر سر راهست

10. وز بهر اقامت نه مقامی سفرم را

11. ره طی نکنم مرحله ای را که به هر گام

12. از هول مصیبت نگدازد جگرم را

13. شاید که چو تسلیم و رضا بدرقه کردند

14. ره امن شود وادی خوف و خطرم را

15. سعیی کنم و رخت به منزل برسانم

16. تا کس نرسانیده به رهزن خبرم را

17. از خانه چشمش نگذارم به درآید

18. بر روی تو گر راه نباشد نظرم را

19. صد لابه به امید یک ابرام تو کردم

20. یک بار به تلخی نخریدی شکرم را

21. چون توبه کنم از غزل و قول نظیری

22. دوران خرد از صد هنر این یک هنرم را


بعدیقبلی

هیچ نظری ثبت نشده

ابیات برگزیده

* پیاده ندیدی که جنگ آورد
* سر سرکشان زیر سنگ آورد
شعر کامل
فردوسی
* اگر مرگ دادست بیداد چیست
* ز داد این همه بانگ و فریاد چیست
شعر کامل
فردوسی
* درحفظ آبرو ز گهر باش سخت تر
* کاین آب رفته باز نیاید به جوی خویش
شعر کامل
صائب تبریزی