نظیری نیشابوری_دیوانغزل ها (فهرست)

غزل شمارۀ 352

1. لطف می خون در رگ افسرده می آرد به جوش

2. قول نای و چنگ طبع مرده می آرد به جوش

3. نرگسش هرگه که می بیند به سوی سنبلش

4. مجمع دل های برهم خورده می آرد به جوش

5. شب به مستی پرسش مطرب ره حرفم گشود

6. سمع دانا نكتۀ پرورده می آرد به جوش

7. نیست ما را در صلاح کار ما هیچ اختیار

8. پند بی دردان دل آزرده می آرد به جوش

9. قول ما صاف است در میخانۀ ما دُرد نیست

10. پیر ما در خم عنب افشرده می آرد به جوش

11. سهل نبودکشتن ما کافران آگاه مباش

12. قتل ما در خاک خون مرده می آرد به جوش

13. یار چون گرم غضب گردد نظیری لب ببند

14. شکوه خوی در عتاب آورده می آرد به جوش


بعدیقبلی

هیچ نظری ثبت نشده

ابیات برگزیده

* جز از گوی و میدان نبودیش کار
* گهی زخم چوگان و گاهی شکار
شعر کامل
فردوسی
* آن کس که تو را دارد از عیش چه کم دارد
* وان کس که تو را بیند ای ماه چه غم دارد
شعر کامل
مولوی
* ز مکر سبحه شماران خدا نگه دارد!
* که صد سرست به یک حلقه کمند آنجا
شعر کامل
صائب تبریزی