اوحدی_دیوانقصیده ها (فهرست)

قصیدهٔ شمارهٔ 14 - وله فی‌بیان الحقایق

1. قومی که ره به عالم تحقیق می‌برند

2. مشکل به ترهات جهان سر بر آورند

3. چیزی که هیچ گونه وفایی نمی‌کند

4. من در تعجبم که غم او چرا خورند؟

5. این جامها چه فایده؟ چون بر کند اجل

6. وین پردها چه سود؟ که بر ما همی‌درند

7. کمتر ز مار و مور شناس آن گروه را

8. کز بهر مار و مور تن خود بپرورند

9. خواهی گذشت بی‌شک ازین آستانه تو

10. و آنان که از پی تو بیایند بگذرند

11. دست زمانه بر سر مردم کند به صبر

12. این خاک را که مردمش امروز برسرند

13. روزی امیر تخت نشین را نگه کنی

14. کز تخت برگرفته، به تابوت می‌برند

15. ارباب ظلم را به ستم دست روزگار

16. از بیخ بر کند، که درختان بی‌برند

17. گرگ اجل یکایک ازین گله می‌برد

18. وین گله را ببین که چه آسوده می‌چرند!

19. اکسیر صدق در دل آنها که کار کرد

20. اندامشان به خاک نپوسد، که چون زرند

21. ای اوحدی، مرو پی‌مرغان دانه چین

22. گر در پی هوای عرش ببینی که می‌چرند

23. با طالبان دنیی دون دوستی مکن

24. کز روی عقل دشمن خود را مسخرند


بعدیقبلی

هیچ نظری ثبت نشده

ابیات برگزیده

* سعدی به روزگاران مهری نشسته در دل
* بیرون نمی‌توان کرد الا به روزگاران
شعر کامل
سعدی
* ای شب آشفته برو وی غم ناگفته برو
* ای خرد خفته برو دولت بیدار بیا
شعر کامل
مولوی
* سخن به نزد سخندان ادا مکن حافظ
* که تحفه کس در و گوهر به بحر و کان نبرد
شعر کامل
حافظ