عرفی شیرازی_دیوانغزل ها (فهرست)

غزل شمارهٔ 123

1. با مهر و با محبت و با آرزوی دوست

2. با ما کسی چه گونه توان جست و جوی دوست

3. بر سنگ زد پیاله ی خضر آن که نوش کرد

4. خونابه ی شراب و جفای سبوی دوست

5. ای کفر و دین حلال کنیدم که می برم

6. اینک ز دیر و کعبه سلامی به سوی دوست

7. رنج مسیح و سعی اجل سودمند نیست

8. ماییم و صد مشام امیدی به بوی دوست

9. سازد به برگ لاله بدل برگ یاسمن

10. تشویش این نگاه مبیناد روی دوست

11. عرفی شکایت از ستم بی سبب مکن

12. چندین خوش است ساختنی هم به خوی دوست


بعدیقبلی

هیچ نظری ثبت نشده

ابیات برگزیده

* صد حرف غم نوشتم در دل چو نامه و انرا
* خواهم فگند سویش همراهِ تیر آهی
شعر کامل
جامی
* معشوقه به سامان شد تا باد چنین بادا
* کفرش همه ایمان شد تا باد چنین بادا
شعر کامل
مولوی
* تا درون آمد غمش، از سینه بیرون شد نفس
* نازم این مهمان که بیرون کرد صاحبخانه را
شعر کامل
فروغی بسطامی