عرفی شیرازی_دیوانغزل ها (فهرست)

غزل شمارهٔ 195

1. آه ازین دل کز گریبان غمی سر بر نزد

2. صد مصیبت رفت و دست شیونی بر سر نزد

3. با وجود آن که زهر بی غمی نوشیده ام

4. زهر خندی بر مزاج عافیت پرور نزد

5. با چنین غوغا که در این بزم شورانگیز بود

6. شیشه ای نشکست و سنگی بر سر ساغر نزد

7. در چنین بزمی که یک پروانه دارد صد چراغ

8. با همه پروانگی گرد چراغی پر نزد

9. وقت عرفی خوش که چون نگشودند در بر رخش

10. بر در نگشوده ساکن شد، در دیگر نزد


بعدیقبلی

هیچ نظری ثبت نشده

ابیات برگزیده

* مستان خدا گر چه هزارند یکی اند
* مستان هوا جمله دوگانه‌ست و سه گانه‌ست
شعر کامل
مولوی
* دل ز قید جسم چون آزاد گردد وا شود
* چون حباب از خود کند قالب تهی دریا شود
شعر کامل
صائب تبریزی
* دیده از دیدار خوبان برگرفتن مشکلست
* هر که ما را این نصیحت می‌کند بی‌حاصلست
شعر کامل
سعدی