عرفی شیرازی_دیوانغزل ها (فهرست)

غزل شمارهٔ 296

1. گر محبت حمله بر ناموس کفار آورد

2. برهمن را سبحه در گردن به بازار آورد

3. درمیان گریهٔ مستانه غرقم، شحنه کو

4. تا شراب آلوده هستم، بر سر دار آورد

5. گر خجل باشد ز ایمان، لذت کفرش حرام

6. عابدی کش زلف اودر قید زنار آورد

7. زین که عالم کفر گیرد، کی در آرد سر به تیغ

8. گر دل شیدای موسی، تاب دیدار آورد

9. قحط حسن چون تویی، بگشود برقع لاجرم

10. روزگار هجر یوسف را به بازار آورد

11. عابدان گویند با شب زنده داری فیض هاست

12. کو کسی کاین مژده از دل های بیدار آورد

13. عجز را ذوقی ست، عرفی، تا شدم زنهار جوی

14. ور نه کو زخمی که از دردم به زنهار آورد


بعدیقبلی

هیچ نظری ثبت نشده

ابیات برگزیده

* همه عمر با حریفان بنشستمی و خوبان
* تو بخاستی و نقشت بنشست در ضمیرم
شعر کامل
سعدی
* دیدن روی تو ظلم است و ندیدن کردن مشکل است
* چیدن این گل گناه است و نچیدن مشکل است
شعر کامل
صائب تبریزی
* هزار جهد بکردم که سر عشق بپوشم
* نبود بر سر آتش میسرم که نجوشم
شعر کامل
سعدی