سعدی_بوستانباب دهم در مناجات و ختم کتاب (فهرست)

شمارهٔ 3-حکایت بت پرست نیازمند

1. مغی در به روی از جهان بسته بود

2. بتی را به خدمت میان بسته بود

3. پس از چند سال آن نکوهیده کیش

4. قضا حالتی صعبش آورد پیش

5. به پای بت اندر به امید خیر

6. بغلطید بیچاره بر خاک دیر

7. که درمانده‌ام دست گیر ای صنم

8. به جان آمدم رحم کن بر تنم

9. بزارید در خدمتش بارها

10. که هیچش به سامان نشد کارها

11. بتی چون برآرد مهمات کس

12. که نتواند از خود براندن مگس؟

13. برآشفت کای پای بند ضلال

14. به باطل پرستیدمت چند سال

15. مهمی که در پیش دارم برآر

16. وگرنه بخواهم ز پروردگار

17. هنوز از بت آلوده رویش به خاک

18. که کامش برآورد یزدان پاک

19. حقایق شناسی در این خیره شد

20. سر وقت صافی بر او تیره شد

21. که سرگشته‌ای دون یزدان پرست

22. هنوزش سر از خمر بتخانه مست

23. دل از کفر و دست از خیانت نشست

24. خدایش برآورد کامی که جست

25. فرو رفته خاطر در این مشکلش

26. که پیغامی آمد به گوش دلش

27. که پیش صنم پیر ناقص عقول

28. بسی گفت و قولش نیامد قبول

29. گر از درگه ما شود نیز رد

30. پس آنگه چه فرق از صنم تا صمد؟

31. دل اندر صمد باید ای دوست بست

32. که عاجزترند از صنم هر که هست

33. محال است اگر سر بر این در نهی

34. که باز آیدت دست حاجت تهی

35. خدایا مقصر به کار آمدیم

36. تهیدست و امیدوار آمدیم


بعدیقبلی

هیچ نظری ثبت نشده

ابیات برگزیده

* همه شب در این امیدم که نسیم صبحگاهی
* به پیام آشنایان بنوازد آشنا را
شعر کامل
حافظ
* حال من خود در نمی‌آید به نطق
* شرح حالم اشک خونین من است
شعر کامل
عطار
* جهان را چنین است ساز و نهاد
* ز یک دست بستد به دیگر بداد
شعر کامل
فردوسی