سعدی_بوستانباب اول در عدل و تدبیر و رای (فهرست)

شمارهٔ 22-در نواخت رعیت و رحمت بر افتادگان

1. الا تا بغفلت نخفتی که نوم

2. حرام است بر چشم سالار قوم

3. غم زیردستان بخور زینهار

4. بترس از زبردستی روزگار

5. نصیحت که خالی بود از غرض

6. چو داروی تلخ است، دفع مرض


بعدیقبلی

هیچ نظری ثبت نشده

ابیات برگزیده

* طبیبم گفت درمانی ندارد درد مهجوری
* غلط می‌گفت خود را کشتم و درمان خود کردم
شعر کامل
وحشی بافقی
* ای لال زوصف تو زبانها
* کوته زثنای تو بیانها
شعر کامل
فیض کاشانی
* بجای عنانم عصا داد سال
* پراگنده شد مال و برگشت حال
شعر کامل
فردوسی